نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٧٤
آن اشاره مىكنيم:
١- اتمام حجّت: هدف از جنگيدن با بغات، بازداشتن آنان از فساد و كجروى و هدايت است. از اين رو، قرآن مىفرمايد: «فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما». «١» چنانچه بغات نصيحتپذيرند، پشيمان شوند و توبه كنند و سلاحهايشان را بر زمين نهند و به دامن حكومت اسلامى باز گردند، جنگى صورت نخواهد گرفت.
سيره امير مؤمنان عليه السلام در نبرد با باغيان چنين بود. آن حضرت، قبل از نبرد، آنان را به حق مىخواند تا شايد دست از طغيان و آشوب بردارند و راه هدايت پيش گيرند و به مسلمانان بپيوندند. امام على عليه السلام، در جنگ نهروان، بارها خود براى مارقين سخن گفت و سپس ابن عباس را فرستاد تا به پرسشهايشان پاسخ گويد و به حق دعوتشان كند كه در نتيجه، گروهى بزرگ (حدود هشت هزار نفر) از خوارج، دست از مخالفت با امام عليه السلام كشيده، متفرق شدند و به خانههاشان بازگشتند. «٢» آن حضرت، در پاسخ به يكى از اصحاب فرمود: «كار ما اصلاح و خاموش ساختن آتش جنگ است. شايد خداوند اين امّت را به وسيله ما گرد هم آورد و دست از نبرد بكشند.» پرسيد: «اگر دعوتمان را نپذيرفتند چه؟» فرمود: «آنان را رها مىكنيم به شرط آن كه ما را رها كنند.» پرسيد: «اگر ما را رها نكنند چه؟» فرمود: «از جان خود دفاع مىكنيم و به مقابله با آنان مىپردازيم.» «٣» فقيه بزرگوار شيخ حسن نجفى مىنويسد:
بدون هيچ اختلافى ميان فقها، هدايت و راهنمايى باغيان، پيش از نبرد، لازم است.
يعنى پاسخ به سؤالات و شبهات آنان و زدودن ابهامات از ذهنشان. همچنان كه امير مؤمنان عليه السلام با باغيان چنين مىكرد. «٤» ٢- آغاز نكردن جنگ: جبهه حق، داراى حجّت و دليل است؛ زيرا در حال دفاع از