نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٠٥
به نوزده سال با خيالى آسوده بر سرزمين شام حكومت مىكرد و انديشه سلطنت را در سر مىپرورانيد. او، اينك با روى كار آمدن اميرمؤمنان عليه السلام احساس خطر مىكرد. از اين رو با فكر پليد عمروعاص، جنگ صفّين را طراحى كرد و با نيرنگ شعار «خونخواهى عثمان»، هشتاد و پنج هزار نفر را آماده جنگ با امام على عليه السلام كرد. او به خوبى مىدانست كه اميرمؤمنان عليه السلام وجود او را بر مسند حكومت شام تحمل نخواهد كرد. علاوه بر اين، انديشه سلطنتخواهى و رياستطلبى و غارتگرى و ريخت و پاش بيت المال مسلمانان، با سيره امام عليه السلام سازگار نبود، و آن حضرت به شدت با آن مخالف بود. البته، معاويه تنها در پى حفظ حكومت و موقعيت خويش در شام نبود، بلكه او مىخواست حكومت امام عليه السلام را متزلزل سازد و با براندازى آن خود بر عراق حكومت كند.
با توجه به طغيان و نافرمانى و كوشش معاويه براى اجراى نيّات پليد خويش، وقتى امام عليه السلام تمام راههاى به حق باز آمدن دشمن را بسته ديد، مردم را به جهاد مسلّحانه فراخواند.
آن حضرت در سخنان خويش ماهيّت قاسطين و احزاب مخالف را چنين فاش ساخت:
«سيرُوا الَى اعْداءِ اللَّهِ سيرُوا الى اعْداءِ السُّنَنِ وَ الْقُرْآنِ سيرُوا الى بَقِيَّةِ الْاحْزابِ، قَتَلَةِ الْمُهاجِرينَ وَالْانْصارِ ...» «١» حركت كنيد به سوى دشمنان خدا، برويد به جنگ با دشمنان سنّت پيامبر (ص) و قرآن، حركت كنيد براى جنگ با بازماندگان احزاب باطل. قاتلان مهاجران و انصار.
نيز فرمود:
بر دشمن چنان بتازيد كه تار و مار شود، خويشتن را برانگيزيد و دشمن را چنان ضربه زنيد كه به خاك افتد و چنانش بكوبيد كه جنبيدن نتواند ... سوگند به آن كه دانه را بشكافت و روان را آفريد، اين گروه اسلام نياوردند، بلكه نقاب اسلام به خود بستند و كفر خويش پنهان داشتند. پس، چون همدلانى يافتند، كفر خود را آشكار ساختند. «٢»