إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٤ - باب سى و پنجم در توكل بخداوند
گفت چون ديدم آن كسى كه كفيل امور است مورد اعتماد و وثوقست (و زندگى مرا بخوبى تأمين مينمايد).
و مرويست كه خداى تعالى فرموده: هر كس بمن اعتماد و توكل كند و روگردان از مخلوق من باشد ضامن روزيش ميگردانم آسمان (را بباريدن باران) و زمين را (برويانيدن ما يحتاج او) و اگر مرا خواند اجابتش ميكنم، و اگر چيزى طلب كرد باو عطا مينمايم، و اگر طلب كفايت امور كرد كفايتش خواهم كرد، و هر كه اعتماد و توكل بمخلوق كرد اسباب روزيش را از آسمان و زمين قطع ميكنم و اگر مرا خواند اجابتش نكنم، و اگر چيزى سؤال كرد باو ندهم، و اگر درخواست كفايت امور كرد كفايتش ننمايم.
و منقولست از محمّد بن عجلان كه گفت فقر و فاقه سختى بمن روى آورد و مقروض شدم كه طلبكار فشار مىآورد و بشدت درخواست طلب خود ميكرد، و دوستى نداشتم كه چاره امر مرا بنمايد، ناچار تصميم گرفتم بنزد حسن بن زيد[١] كه والى مدينه بود و با او آشنائى داشتم بروم، چون روانه شدم در بين راه برخورد كردم بمحمد بن عبد اللَّه بن
[١]. حسن بن زيد بن الحسن بن على بن ابى طالب« ع»، پنج سال والى مدينه بوده از طرف منصور دوانيقى، و اول كسى است از علويين كه بسنت بنى عباس لباس سياه پوشيد و مردى با سخاوت بوده، و ليكن منصور بر او غضب كرد و او را عزل نمود و اموالش را گرفت و در بغداد او را حبس كرد و چون مهدى خليفه شد او را بيرون آورد و اموال او را باو بر گردانيد و در سن ٨٠ سالگى در حاجر كه نام موضعى است بين مدينه و مكه وفات كرد و جد اعلاى حضرت عبد العظيم است.