إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٣١ - باب چهل و دوم در حسن خلق و نتايج حاصله آن
و منقولست كه پرسيدند از احنف بن قيس[١] حلم و بردبارى را از كه آموختى؟ گفت: از قيس بن عاصم المنقرى[٢] كه روزى مهمان داشت و كنيزش گوشتكوب آهنى در دست داشت و ناگهان از دستش رها شد و بر سر فرزند كوچك قيس فرود آمد و در همان دم جان سپرد و كنيز سخت مضطرب گرديد، قيس گفت ترس و واهمه نداشته باش و تو را در راه خدا آزاد كردم[٣].
و فرمود: نبى اكرم ٦ همانا اموال شما آنقدر گنجايش ندارد و نميتوانيد كه با مال بمردم كمك كنيد، پس با آنها با گشادهروئى و حسن خلق سخن بگوئيد (تا دوست واقعى و حقيقى شما شوند).
و فرمود: سه نفر را نخواهى شناخت مگر در سه وقت، حليم و بردبار را در وقت غضب كردن، شجاع را در وقت جنگ نمودن، و دوستان خود را هنگام حاجت خواستن تو از ايشان.
و منقولست كه روزى احنف از راهى بخانه خود ميرفت مردى
[١]. احنف بن قيس بن معاوية ابن حصين التميمى از بزرگان بصره و سادات تابعين است و در حلم باو مثل ميزنند، درك كرده زمان رسول خدا« ص» را و ليكن خدمت آن جناب شرفياب نشد و در جنگ صفين با حضرت امير المؤمنين« ع» بود و در جنگ جمل حاضر نشد، و يكى از آن چهار نفر است كه مو بر صورتشان نروئيده بود، و احنف لقب اوست و كنيهاش ابو بحر و نامش ضحاك يا صخر است.
[٢]. اين قضيه همانندش در مكارم اخلاق حضرت امام زين العابدين« ع» مذكور است كه نسبت بآن جناب ميدهند، و اللَّه يعلم بالتعدد و الاتحاد.
[٣]. منقر: بكسر ميم و سكون نون و فتح قاف، يكى از طوايف بنو تميم است.