إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٠٣ - باب چهل و نهم در ادب داشتن، در همه اوقات
و مرويست از عبد اللَّه ابن حسن (حسين) بن على ٧[١] از پدر، از جد بزرگوارش رسول خدا ٦ كه فرمود: حق معلم بر شاگرد آنست كه زياد از او سؤال نكند، و اگر كسى از معلم چيزى پرسيد سبقت بر جواب گفتن نگيرد، و اگر معلم چيزى را اظهار نميكند الحاح در گفتنش ننمايد، و دامن لباس او را نگيرد، و با دست اشاره جانب او نكند، و باو چشمك نزند، و در مجلسش با ديگرى مشورت نكند و پىجوئى اسرار او را ننمايد، و در نزد او نگويد كه فلانى بر خلاف قول تو ميگويد، و اسرار و عيوب او را فاش نكند، و كسى را پيش او غيبت نكند، و مقام و حيثيت او را چه در حضورش و چه در غيابش حفظ نمايد، و هر گاه بمجلس او وارد شد بديگران فقط سلام كند و او را بعد از سلام تحيتى هم بگويد، و هميشه مقابل او بنشيند، و اگر معلم حاجتى داشته باشد براى انجام آن بر ديگران سبقت بگيرد و از طول صحبت او ملول نگردد زيرا استاد مانند درخت ميوهدار است كه بايد منتظر
[١]. در بعضى از نسخ عبد اللَّه بن حسن« ع» و در بعضى عبد اللَّه بن حسين« ع» و يقينا عبد اللَّه بن حسن نيست زيرا در كوچكى در كربلا شهيد شد، و عبد اللَّه بن حسين هم نيست زيرا آن حضرت مشهور بعلى اصغر است و عصر عاشورا بضرب تير شهيد گرديد، و يحتمل سند اصلى اين بوده عبد اللَّه بن حسن مثنى بن الامام المجتبى« ع» معروف بعبد اللَّه محض، و شايد عبد اللَّه بن حسن بن الامام السجاد« ع» معروف بعبد اللَّه افطس باشد كه حاضر در وقعه فخ و بعد محبوس در زندان هرون الرشيد و بدست جعفر بر مكى كشته شد، و على اى تقدير سهو از كاتبان است. و روايت فوق در بحار« ٢- ٤٣ جديد» مطابق سند فوق از عدة و از محاسن برقى از حضرت صادق« ع» از حضرت امير المؤمنين« ع» و از ارشاد شيخ مفيد و در كافى« ١- ٣٧ جديد» مستقيما از حضرت امير- مؤمنان« ع» با اندك اختلافى در جملات نقل مينمايند.