إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٥ - باب سى و هفتم در يقين و فوائد آن
كه ايمان ايشان زبانيست.
پس اول مقام ايمان معرفت است و سپس يقين (بحق) و پس از آن تصديق (بأوامر او) و بعد از آن اخلاص (در اعمال) و بعد شهادت بر همه اينها و (هر كه همه اينها را دارا باشد ميتوان مؤمنش ناميد زيرا) ايمان نام تمامى اينها است.
و همچنين اولين مرحله ايمان تفكر در دلائل آن است كه بالنتيجه معرفت حاصل مىشود و چون معرفت پيدا شد تصديق بآن لازم مىآيد و چون تصديق و معرفت حاصل شد بالنتيجه يقين حاصل مىشود و چون يقين حاصل شد انوار سعادت در قلب تلألؤ ميكند، و آن وقت است كه آدمى كما هو حقّه تصديق ميكند به آنچه كه باو وعده دادهاند از روزى دنيا و ثواب آخرت، و خاشع مىشود و هراسان ميگردد همه اعضا و جوارح او از ترس كارهائى كه وعده عذاب بآنها داده شده (و از آنها دورى ميكند) و بجا مىآورد عبادت و اعمال خير را و خويشتن را از حرام نگاه ميدارد و با عقلش محاسبه ميكند نفس (امّاره) خود را از تقصيراتى كه در ذكر (و عبادت) خدا كرده و آگاهش مينمايد بتفكر (در صنع الهى) پس هر كه چنين باشد سخنش فقط ذكر خدا است و خاموشيش از روى تفكر است و نظر كردنش از روى عبرت است.
و يقين (بحق و روزى دنيا) آدمى را ميكشاند بقصر أمل و قصر أمل ميكشاند انسان را بزهد و نتيجه زهد القاى حكمت و دانائيست بقلب، زيرا خاطر آدمى از هموم دنيا فارغست.
چنان كه حضرت امير المؤمنين ٧ ميفرمايد: هر كه در دنيا زهد را پيشه كرد راحت مىشود قلبش از همّ و غم دنيا و بدنش از رنج و