إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٤ - باب سى و هفتم در يقين و فوائد آن
تصديق قرآن يقين به آياتى است كه متضمّن وعده بهشت و وعيد بجهنم است.
و يقين در قلب خداشناس حقيقى از جمله بديهيّات است[١] كه نميتواند انكار (خدا و مبدء و معاد و غير) آن نمايد، و براى همين است كه مؤمن بعد از معرفت و ايمان بحق كافر نميشود.
و اگر كسى معارضه و سؤال كند و بگويد (شما كه ميگوئيد:
مؤمن بعد از ايمان كافر نميشود پس) چه ميگوئيد در اين آيه كه خدا ميفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا[٢] آنان كه ايمان آوردند و سپس كافر شدند باز ايمان آورده دگر بار كافر شدند، خواهيم گفت كه: ايشان بزبان ميگفتند ما ايمان آوردهايم و ليكن قلبا ايمان نداشتند.
چنان كه ميفرمايد در آيه ديگر: قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ[٣] (اى رسول) اعراب كه گفتند ما ايمان آوردهايم به آنها بگو شما كه ايمانتان (از زبان) بقلب وارد نشده بحقيقت هنوز ايمان نياوردهايد ليكن بگوئيد ما اسلام آوردهايم.
پس اسلام اقرار بزبان است (بگفتن لا إله إلّا اللَّه محمّد رسول اللَّه) و ايمان علاوه بر اقرار زبانى بايد اعتقاد قلبى هم داشته باشد، و چون خداى تعالى ميدانست اين دسته از مردم قلبا ايمان ندارند ظاهر فرمود
[١]. بديهيات مانند حرارت آتش و سياهى و سفيدى و غيره كه احتياج بنظر و فكر ندارد، و در منطق اين را تصور ضرورى و بديهى گويند.
[٢]. ١٣٧- النساء
[٣]. ١٤- الحجرات