إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٥
متصل (و متقرب بسبب عبادت) مينمايند، و واجب نمودم محبت خود را بكسانى كه بمن توكل ميكنند، و براى محبت و دوستى من حدّ و انتهائى نيست، و هر وقت دوستى خود را با دوستان خود زياد نمودم علامت و نشانهاى در آنها قرار ميدهم، و ايشان نظر مينمايند بمخلوقات من همچنان كه من بآنها نظر ميكنم، و حوائج خود را بمردم نميگويند، و شكمهاى خود را از حرام نگاه ميدارند، و در دنيا متنعمند بذكر و محبت من، و من كمال رضايت را از اين دسته بندگان دارم.
يا أحمد ٦ اگر دوست ميدارى كه با تقواترين مردم باشى زهد را در دنيا پيشه كن و راغب و مايل بآخرت باش؟ آن حضرت معروض داشت: چگونه زاهد باشم؟ فرمود: قناعت كن به اندكى از خوردنيها و آشاميدنيها و لباس، و بفكر ذخيره فرداى خود مباش، و پيوسته بذكر من مشغول باش، معروض داشت: چگونه بذكر تو مشغول باشم؟
فرمود: بدورى كردن از مردم و توجه بتلخى و شيرينى (بلا و نعمت) دنيا نداشته باشى، و خالى بدارى خانه و شكم خود را از زخارف دنيا.
يا أحمد ٦: مواظب حالات خود باش و بسيار دقّت كن كه مبادا تمايل بدنيا پيدا كنى و همانند طفلان كه بسبزى و زردى (و ألوان ديگر دنيا) خوشنود ميشوند و باندك چيزى كه بدست مىآورند مغرور و خورسند ميگردند، پس آن حضرت بعرض رسانيد: خدايا مرا بعملى دلالت كن كه با انجام دادن آن بتو تقرّب پيدا كنم؟ فرمود: قرار بده شب خود را روز، و روز خود را شب، گفت: چگونه چنين كنم؟ فرمود:
خواب را در شب تبديل بنماز خواندن كن، و خوردن غذاى خود را در روز گرسنگى قرار بده (بروزه گرفتن).