إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٦
اين چنين نمود قلب او را پر از محبت (خودم) مينمايم تا گاهى كك قلب او را بالتمام متوجه خودم نمايم، و دل او را فارغ از دنيا و اشتغال او را براى آخرت قرار دهم، و او را مانند محبين ديگر خود متنعم سازم، و باز نمايم چشم و گوش قلبش را تا اينكه بشنود (كلام مرا) و نظر كند بجلالت و عظمت من، و چنان كنم كه لذتهاى دنيا را دشمن بدارد (زيرا موقتى است) و او را از دنيا بترسانم و دور گردانم همچنان كه چوپان گوسفندان خود را از چراگاههاى خطرناك ميراند و دور ميسازد، و هر گاه بندهاى باين مقام رسيد از مردم فرار كند و عزلت را اختيار نمايد، و منتقل شود (و انتقال دهد هستى خود را) از دنياى فانى بآخرت باقى، و از وساوس شيطانى فرار نمايد و بخداوند رحمان پناه برد.
يا أحمد ٦: چنين كسيرا بهيبت و بزرگى زينت دهم، و اينست عيش گوارا و زندگى هميشگى، و اينست مقام راضىشدگان برضايت من، و هر كس براى رضاى من عملى را بجا آورد سه خصلت را ملازم او گردانم، معرفتى كه با او جهل نباشد، و ذكرى كه با او فراموشى نباشد، و محبت خود را باو روزى گردانم (بطورى) كه محبت مخلوقين در قلب او أثر نكند (و فقط مرا دوست بدارد) و چون مرا دوست بدارد او را دوست خواهم داشت و ديده او را متوجه جلالت خود گردانم، و در اين وقت است كه چيزى را از او مخفى و پنهان نميدارم، و خواص و نيكان خلق خود را از او مخفى نميسازم، و در تاريكى شب و روشنى روز با او سخن ميگويم تا گاهى كك مجالست و سخن گفتنش با مردم قطع شود، و باو بشنوانم كلام خود و كلام ملائكهها را، و او را باسرارى كه مخلوق خود را از آنها آگاه نكردهام عارف گردانم، و لباس حيا را بر او بپوشانم تا