إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٣ - باب چهل و نهم در ادب داشتن، در همه اوقات
الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ[١] رؤسا و گردنكشان قوم صالح با ضعفا و فقيرانى كه باو ايمان آورده بودند به تمسخر گفتند: آيا شما علم داريد كه صالح را خدا برسالت فرستاده؟ مؤمنان جواب دادند بلى ما بر اين مطلب عالم هستيم و مطمئنيم و بىشك بآئينى كه از طرف خدا بر او فرستاده شده ايمان داريم، آنگاه ثروتمندان متكبّر گفتند ما هم بىشك بآنچه شما ايمان داريد كافريم.
و فرعون متكبّر بطور اهانت و عتاب آميزى بمردم مىگفت:
فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ[٢] اگر موسى واقعا رسول خدا است چرا او را دستگاهى نيست و طوق زرين بر دست ندارد.
و نيز در باره منجى عالم بشريت حضرت ختمى مرتبت ٦ مردم كور باطن ظاهر بين گفتند أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها[٣] چرا براى اين رسول گنجى فرو نميافتد (اگر پيغمبر است و) يا چرا باغى ندارد كه از ميوههاى آن ميل كند.
آيات و اخبار بسيار است در مدح فقراى راضى و صابر و مذمّت اغنياء متكبّر و ليكن كافيست آيات و بيان حال فوق در مدح آنان و ذم اينان.
باب چهل و نهم: در ادب داشتن، در همه اوقات
مرويست از ابن عباس در تأويل آيه: قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ[٤] كه مراد از «قوا» ادب نمودن نفس است بآداب
[١]. ٧٦- الاعراف
[٢]. ٥٣- الزخرف
[٣]. ٩- الفرقان
[٤]. ٦- التحريم