إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١٨ - باب پنجاهم در توحيد و معرفت رب مجيد
رفتند گمان نكنند كه مهلتى كه ما بآنها ميدهيم بحال آنها بهتر خواهد بود بلكه مهلت ميدهيم براى امتحان تا بر سركشى و طغيان خود بيفزايند، و: أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ[١] آيا مردم كافر مىپندارند كه ما آنها را مدد بمال و فرزندان ميكنيم براى آنكه ميخواهيم در حق ايشان مساعدت و تعجيل بخيرات دنيا كنيم (نه چنين است) بلكه (براى امتحان است و) آنها نمىفهمند، و محبّين خداوند مقامشان بجائى رسد كه بشرف دنيا و آخرت ميرسند چنان كه رسول خدا ٦ فرموده المرء مع من احبّ هر كسى محشور خواهد بود با آن كسى كه مورد محبّتش قرار گرفته، پس چه منزلتى از اين شريفتر و چه درجهاى از اين بالاتر مىشود كه انسان با خدا باشد، و راستگو نيست كسى كه ادعاى محبّت و دوستى با خدا كند و حفظ حدود او را ننمايد و بأوامر او عمل نكند، و علامت محبّت و دوست خدا آنست كه خدا را فراموش نميكند زيرا دوست حقيقى كسيست كه دوست را فراموش نكند، چه نيكو گفته شاعر:
|
عجبت لمن يقول ذكرت ربّى |
و هل انسى فاذكر ان نسيت |
|
|
شربت الحبّ كأسا بعد كأس |
فما نفذ الشراب و ما رويت |
|
تعجّب دارم از كسى كه ميگويد بياد خداى خود هستم (و گاه فراموش ميكند) پس اگر فراموش نمودى متذكّر شو و تجديد محبّت نما، آشاميدى شربت محبّت را و تمام شد شربت و سير نشدى.
و وظيفه بندگى آنست كه تمام امور را بخدا واگذار نمايد حتى
[١]. ٧٥- المؤمنون