إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٨ - باب چهل و نهم در ادب داشتن، در همه اوقات
مراعات كرده باشد گفت: وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ[١] هر گاه بيمار شدم خداى تعالى بمن شفا عنايت خواهد فرمود، و نگفت هر گاه خدا مرا بيمار نمود شفاهم عنايت خواهد كرد.
و هر يك از پيغمبران كمال ادب را مراعات نمودهاند نسبت به پروردگار در كلمات و گفتار و كردار خود، و ليكن جمعى از مردم بىدانش و فهم (مانند صوفيها و جبريها و هم قرينانشان) افترا بر خداى سبحان مىبندند و اعمال قبيحه را كه پدران و مادران خود را از آن منزّه ميدانند باو نسبت ميدهند و ميگويند كه در عالم هر گونه كفر و ظلم و فساد و قتل و خشم و غضبى كه واقع شود باراده و مشيت و حكم خدا است!! و اين بطور واضح و مسلم باطلست زيرا خداى تعالى فرموده: وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِ[٢] خدا در عالم بحق حكم ميكند، و نيز ميگويند كه خداوند امر ميكند بندگان را بچيزهائى كه نميخواهد و نخواسته است و نهى ميكند ايشان را از چيزهائى كه از ايشان خواسته است مثلا خداوند جمعى را امر بايمان آوردن ميكند و كفر را از ايشان مىطلبد!! و حال اينكه (اين هم باطل است زيرا) خود ميفرمايد لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ[٣] نمىپسندد براى بندگانش كفر را.
و اگر بيكى از ايشان گفته شود كه تو و پدر و مادرت امر ميكنيد چيزى را كه اراده نداريد و نهى مينمائيد چيزى را كه اراده داريد (مثلا گفته شود آب بياور و از آوردن نان را بخواهد و يا گفته شود كه نان نياور و حال آنكه همان را بخواهد) هر آينه خشمگين خواهد شد و بغضب فرو خواهد رفت و خواهد گفت كه ما را نسبت بسفاهت و ديوانگى
[١]. ٨١- الشعراء
[٢]. ٣١- المؤمن
[٣]. ٩- الزمر