إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٠١ - باب چهل و نهم در ادب داشتن، در همه اوقات
بصرى كه سؤال نموده بود از قضا و قدر، و آن حضرت در جواب نوشته او مرقوم فرمودند: هر كس ايمان بخير و شرّ مقدر شده نداشته باشد فاجر است و هر كس معاصى را از طرف خدا بداند كافر است، زيرا كسى باكراه خدا را اطاعت نميكند، و بجبر كسى او را معصيت نمىنمايد، و وانگذارده بندگان را (از اثره گناه) از هلاكت، و خداوند مالك است آنچه را كه ملك بندگان فرموده، و قادر است هم چنانى كه بندگان را قدرت عنايت فرموده، و اگر بندگان اطاعت او نمودند ايشان را باز نميدارد و مانعى بر آنها پيش نمىآورد كه ترك اطاعت كنند، و اگر معصيت او را نمودند اگر خواست مانع ايشان مىشود و اگر خواست آزادشان ميگذارد (وابسته به لياقت اشخاص)، و اگر مانع معصيت ايشان نشود نميتوان گفت كه خداوند آنها را مجبور بگناه كرده، و براى خداست اتمام حجّت نمودن ببندگان، و اينكه ايشان را راهنمائى فرمايد و منهيّات را بآنها بفهماند و السلام.
چنين گويد (ديلمى) كه يكى از مراحل ادب ياد گرفتن مسائل و احكام دينى و علوم يقينى است، و سه چيز است كه سره ادبست: دورى از شك و ترديد، از عيوب (اخلاقى) سالم بودن، و ايمان بغيب داشتن، و منتهاى ادب آنست كه خداوند نبيند آدمى را در آنچه كه نهى فرموده، و به بيند آدمى را در آنچه كه امر فرموده.
و منقولست كه ابن جنيد بغدادى گفته: هر گاه پايه دوستى محكم شد تمام ادبها ساقط مىشود، اين قول بمنتها درجه غلط است بجهت ترك ادب، زيرا هر گاه پايه دوستى و محبت محكم شد و اخلاص پيش آمد لازمست بر دوست كه بيشتر جديّت در داشتن ادب كند، و دليل