إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٠ - باب پنجاه و سوم در عقل و چگونگى خلقت و آثار آن
بعد از آن خداوند بعقل فرمود: بعزّت و جلال خودم قسم، خلق نكردهام خلقى را بهتر و خوبتر، و از براى من اطاعتكنندهتر از تو باشد و بلند قدر و شريفتر و عزيزتر از تو باشد، (بندگان من) بسبب تو موحّد و خدا پرست ميشوند، و با تو عبادت مينمايند، و مرا ميخوانند، و بمن اميدوار ميشوند، و مرا طلب ميكنند، و با تو از من ميترسند، و از من حذر مينمايند و با تو ثواب ميدهم، و با تو عقاب ميكنم، در اين هنگام عقل بسجده افتاد و سجدهاش مدت هزار سال طول كشيد، سپس خداى تعالى فرمود: اى عقل سر بردار و سؤال كن كه بتو عطا ميكنم و شفاعت كن كه قبول مينمايم؟ عقل سر برداشت و گفت: الهى سؤال مينمايم كه مرا شفيع آن كس قرار بده كه مرا در او قرار ميدهى؟ خداى تعالى فرمود بملائكهها: شما شاهد باشيد كه عقل را شفيع آن كس قرار دادم كه او را در وجودش ميگذارم.
و فرمود: رسول خدا ٦ كه مؤمن عاقل نميباشد تا آنكه ده خصلت در او جمع شود، و آنها عبارتست از: انتظار عمل خير از او برده شود، از شرّ و بدى او ايمن باشند، بزرگ بشمارد كمى عمل خير ديگران را، اندك بداند بسيارى اعمال خير خود را، مأيوس نشود از طلب و تحصيل علم بواسطه گذشتن عمرش، كوتاهى در طلب حوائج خود (از خدا) ننمايد، ذلت (و گمنامى در دنيا) را دوستتر از عزت پيش مردم بدارد (زيرا در عزت دنيائى تكبر است و متكبر در جهنم)، فقر را دوستتر از داشتن ثروت بدارد، بهره روزانه خود از دنيا قانع باشد (كه حرص بر جمع كردن ثروت نزند)، و هر كه را بهبيند بهتر و با تقواتر از خود بداند.