إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٥ - باب بيست و هفتم در خاموش بودن و حفظ زبان نمودن
نيكوكار يا گناهكار (بالنسبه بسخنانش)، و فرمود رسول خدا ٦ بمردى آيا نگويم براى تو چيزى كه بسبب آن بهشت بر تو مباح شود؟ عرضكرد:
بلى يا رسول اللَّه ٦ فرمود: انفاق كن از آنچه كه خدا بتو عنايت فرموده، عرضكرد: اگر نباشد؟ (براى من چيزى كه انفاق كنم، چه عملى انجام دهم) فرمود: يارى كن مظلومان را، عرضكرد: اگر قادر نباشم چه كنم؟ فرمود: سخن بحق بگو تا فايده برى و يا ساكت و خاموش باش تا سالم باشى (از آفات زبان).
و منقولست كه مردى عرضكرد بحضرت رضا ٧ مرا وصيت فرمائيد فرمود: حفظ كن زبان خود را تا عزيز باشى و شيطان بر تو مسلط نشود و ذليلت گرداند، وصيت فرمود حضرت امير المؤمنين ٧ بفرزندش محمّد بن الحنفيه اى فرزند زبان همانند سگ درندهايست كه اگر او را رها كنى بتو اذيّت ميرساند، و چه بسا يك كلمه نعمت را از انسان جدا ميكند و سبب نقمت و بدبختى مىشود. پس محفوظ بدار زبان خود را آنچنان كه طلا و نقره (و اموال) خود را پنهان و محفوظ ميدارى و هر كه سرعت كرد در سخن گفتن بهمه گونه سختى و مهالك گرفتار مىشود.
و فرمود رسول خدا ٦ در قيامت مردم برو در افتند در آتش مگر كسى كه زبان خود را حفظ كرده باشد، و هر كه سلامتى خود را در دنيا و آخرت بخواهد مقيّد ميسازد زبان خود را بلجام شرع مگر در آن چيزهائى كه منفعت دنيا و آخرت داشته باشد.
و فرمود آن حضرت: من صمت نجا، هر كه خاموشى را شعار خود ساخت نجات يافت (و از خطرها محفوظ ميماند).