إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٠ - باب بيست و هشتم در ترس از خدا
يكى بعد از ديگرى در راه خدا آزاد كرد، و درخت خرما كشت مينمود و بفروش ميرسانيد و پول آن را بنده ميخريد و آزاد ميفرمود و بهر يك از آن بندهها آنقدر ميداد كه از مردم بىنياز ميشدند.
و منقول است كه روزى يكى از بندههايش خدمت آن حضرت عرضكرد كه: در نخلستان شما چشمه آبى ظاهر شده كه باندازه گردن شترى آب ميدهد، سه مرتبه فرمود: بوارث بشارت دهيد. پس جمعيرا شاهد گرفت و در راه خدا وقف فرمود (كه منافع آن تقسيم فقرا شود) و فرمود اين چنين كردم كه خداى تعالى آتش جهنم را از من دور بدارد و آن نخلستان را از امام حسن ٧ خريدارى ميكرد معويه بدويست هزار دينار آن حضرت فرمود: نميفروشم چيزى را كه پدرم در راه خدا وقف فرموده، و هيچ وقت براى حضرت أمير المؤمنين ٧ دو أمرى روى نميداد كه رضاى خدا در آن دو أمر باشد مگر آنكه آن حضرت اختيار ميكرد آن أمرى را كه سختتر و شديدتر بوده، و هر گاه آن حضرت سجده شكر بجا مىآورد حالت غشوه بر حضرتش طارى ميشد از ترس خداوند.
و حضرت زهرا ٣ گاهى كك بنماز ميايستاد اندامش از خوف خدا ميلرزيد، و حضرت علىّ بن الحسين ٧ در نماز از ترس خدا رنگ صورتشان دگرگون ميشد.
و فرمود: حضرت لقمان بفرزندش اى پسر: از خدا بترس ترسيدنى كه اگر با عمل صالح تمامى جنّ و انس بقيامت بيائى بترسى كه تو را عذاب نمايد، و اميّدوار باش از خداوند اميدى كه اگر بمحشر در آئى با گناه انس و جنّ اميد داشته باشى كه خدا بيامرزد تو را.