إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٤ - باب سى و چهارم در قناعت
باب سى و چهارم در قناعت
(قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است و سبب زندگى توأم با راحتى است چنان كه) مرويست در تفسير آيه شريفه: فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً[١] زنده ميگردانيم او را بزندگانى خوش و سعادت، كه مراد قناعت كردن شخص است.
و همچنين در تفسير قول خداى تعالى كه حكايت از قول حضرت سليمان ميفرمايد: رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي[٢] پروردگارا مرا بيامرز و عطا فرما بمن ملكى كه پس از من كسى سزاوار آن نباشد، كه مراد آن حضرت قناعت بوده زيرا بيشتر اوقات با مساكين مىنشست و ميگفت مسكينى با مساكين نشسته و هميشه قناعت ميكرد.
و مرويست از جابر بن عبد اللَّه[٣] كه فرمود حضرت رسول ٦ قناعت گنجى است كه تمامشدنى ندارد.
و فرمود آن حضرت بيكى از صحابه خود: پرهيزكار باش تا عابدترين مردم باشى، و باندكى از دنيا قناعت كن تا شاكرترين مردم
[١]. ٩٩- النحل
[٢]. ٣٤- ص
[٣]. جابر بن عبد اللَّه الانصارى صحابى جليل القدر و از اجلّاء ثقات است و در سنة ٧٨ هجرى در مدينه وفات كرد، و سلام حضرت رسول٦ را بحضرت باقر( ع) او تبليغ كرد، و او است اول كسى كه زيارت كرد حضرت امام حسين« ع» را در روز اربعين و پيوسته مردم را بدوستى امير المؤمنين ٧ تحريص ميكرد و مكرر در كوچهاى مدينه و مجالس مردم عبور ميكرد و ميگفت« على خير البشر فمن أبى فقد كفر» على بهترين مردم است و هر كه قبول ندارد كافر است، و ميگفت اى مردم فرزندان خود را بدوستى على« ع» تربيت كنيد و هر يك از آنها كه ابا كردند به بينيد مادرش چه كرده و بدستور حضرت باقر« ع» در كوفه خود را بديوانگى زد و در هجده غزوه حاضر شد و با حضرت امير المؤمنين( ع) در جنگ صفين حاضر بود و آخرين صحابه رسول خدا« ص» بود كه از دنيا رفت و زياده از نود سال عمر كرد و بواسطه طول سن و صحبت او با رسول خدا متعرض او نميشدند و عطاياى معويه را قبول نكرد و او است كه در جنگ خندق رسول خدا با هزار نفر مسلمان ديگر را مهمانى كرد و بواسطه معجزه رسول خدا تمامى آنها از يك گوسفند و چند قرص نان جو سير شدند.