إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٥
(بسبب جهل) اگر تو مرا (بعقل و علم و دين) زنده نميكردى، و اگر تو (عيوب و گناهان) مرا نميپوشاندى رسوا ميشدم از همان اول مرتبه كه معصيت تو را مينمودم، خدايا: چگونه رضايت تو را نخواهم و حال آنكه كامل نمودى عقل مرا تا آنجائى كه تو را شناختم و درك كردم و دانستم حق را از باطل، و امر تو را از نهى تو، و علم را از جهل، و نور (ايمان) را از ظلمت (كفر)؟ پس خداى تعالى فرمود: بعزت و جلال خودم قسم كه هيچ گاه و در هيچ وقتى از اوقاف حجابى بين خود و تو قرار ندهم همچنان كه اين چنين ميكنم با تمامى دوستانم.
يا أحمد ٦: آيا ميدانى كه چه عيشى گواراتر و چه زندگى بابقاتر و هميشگى است؟ گفت: خدايا نميدانم، فرمود: آن زندگى گواراست كه دارنده آن غافل از ذكر من نشود و نعمتهاى مرا فراموش نكند (و شكر آن را بجا آورد) و جاهل و بىخبر بحقوق (و أوامر واجبه) من نشود، و شب و روز رضايت مرا (در اعمالش) بطلبد، و زندگى هميشگى آن است كه صاحبش آنقدر براى خود عمل كند كه دنيا در نظرش كوچك و آخرت را بزرگ بداند، و براى خود كوشش در اعمال خير كند، و اراده و دلخواه مرا بر اراده و دلخواه خود مقدم دارد و رضايت و خوشنودى مرا بطلبد، مرا با عظمت و قدرت بداند و حق عظمت مرا ادا نمايد، و معامله مرا نسبت بخود فراموش نكند و متذكر باشد كه من در تمام ساعات شب و روز بر كردار و گفتار او آگاهم، پس هنگامى كه اراده گناه و معصيتى نمود مراقب من باشد، و قلب خود را فارغ و خالى بدارد از آنچه كه من مكروه ميدارم، و دشمن بدارد شيطان و وسوسههاى او را، و نگذارد كه شيطان بر قلبش راه يابد، پس هر گاه