إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٥ - باب چهل و نهم در ادب داشتن، در همه اوقات
و دليل عقل و راهنماى صفات و اخلاق نيكوى او ميباشد (و بالنتيجه دوست حقيقى برايش پيدا شود) و هر كه ادب ندارد حيوان بىمصرفى بيش نيست.
و حضرت جواد الائمه ٧ ميفرمود: هر گاه دو نفر در يك جا باشند آن كس كه ادبش بيشتر است بزرگواريش نزد خداوند بيشتر است، عرضكردند: يا بن رسول اللَّه بزرگوارى شخص با ادب در پيش مردم هويداست بفرمائيد در نزد خدا بچه چيز فضيلت پيدا خواهد كرد؟
فرمود: بقرائت قرآن آنچنان كه نازل شده (كه از خود چيزى جزو نكند و برأى و نظر خود تفسير و تأويل ننمايد) و نقل نمودن احاديث ما همان طور كه ميگوئيم و كوشش داشته باشد كه خدا را با حقيقت و راستى بخواند (و آنچنان كه شايد و بايد است در عبادات خود توجه كامل بخداوند پيدا كند).
و حقيقت ادب اجتماع خصلتها و صفات خير است در آدمى و اجتناب و دورى نمودنست از خصلتهاى زشت و قبيح، و مرد بسبب ادب ميرسد بمكارم اخلاق و مقام ارجمند در دنيا و آخرت و بسبب آن داخل بهشت مىشود و ادب نزد بعضى از مردم آنست كه انسانى سخن نيكو بگويد و كلمات زشت را بر زبان نياورد و حال آنكه چنين نيست زيرا سخن نيكو گفتن ادب نيست مگر آنكه رضايت خداوندى در آن باشد و سبب دخول بهشت گردد.
و نيز حقيقت ادب آداب شرعيه است كه لازمه هر آدمى است كه خود را مؤدب بآن نمايد تا در پيشگاه خداوندى با ادب و مقرب باشد زيرا اگر كسى اين چنين نباشد جز بدبختى و هلاكت چيز ديگرى براى او نيست چنان كه اگر كسى بنزد پادشاه برود و با ادب نباشد خود را