إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٣ - باب سى و هفتم در يقين و فوائد آن
رسول ٦ آن حضرت بمن فرمود چگونه صبح كردى؟ عرضكردم بخير و خوبى و در حالى كه داراى ايمان و يقين بودم، فرمود: براى هر چيزى دليلى است و دليل صدق گفتار تو چيست؟ عرضكردم كه صبح نمودم در حالى كه يقين داشتم داخل شب خواهم شد و چون داخل شب ميشوم يقين دارم كه داخل صبح ميشوم، و هيچ گاه قدمى نميگذارم كه ميدانم بر ميدارم، و يقين دارم كه در قيامت هر گروهى بزانو در آيند و هر فرقهاى خوانده شوند بسوى كتاب و نامه عملشان و بسوى پيغمبر و امامانشان و آنها را بپاى حساب ميبرند و از هر يك آنها سؤال كنند، و مىبينم اهل بهشت را كه در كمال نعمت متنعّماند و اهل جهنم را در جهنم معذبند.
پس آن حضرت فرمود اى سعد (عقايد) حق را شناختى خود را ملازم آن كن و هيچ گاه از اين عقيده رو نگردانى.
و آن حضرت چون ديدند كه سعد يقينش بحديست كه گوئى مىبيند لذا باو أمر فرمود كه بهمان عقيده ثابت بماند.
و براى همين است كه حضرت امير المؤمنين ٧ فرموده: لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا، اگر پردههاى حجاب بالا زده شود بر يقين من چيزى نيفزايد (يعنى يقين من بحد كمال است كه نقصى در يقين من وجود ندارد).
و فرمود: آن حضرت نيست كسى از شما مگر آنكه مىبيند بهشت و جهنم را (و يقين پيدا ميكند بوجود آنها) و اين وقتيست كه قرآن را تصديق كنيد.
و سخن آن حضرت در كمال صدق و راستى است زيرا يقين و