إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٢ - باب سى و پنجم در توكل بخداوند
از او داشت، پس خداوند آتش را بر او سرد و سلامت كرد و زمينى كه آتش در آن افروخته بودند مملوّ از گل و رياحين و اشجار ميوهدار نمود، و او را مدح فرموده چنان كه ميفرمايد: وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى[١] ابراهيم بتمام معنى وفا بعهد ما كرد.
و براى همين جهت است مقام حضرت ابراهيم بواسطه توجه داشتن بخدا بالاتر است از مقام حضرت يوسف، زيرا حضرت يوسف برفيق زندانى خود گفت: اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ، ... فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ[٢] مرا نزد پادشاه ياد كن (باشد كه چون بىتقصيرم بيند از زندان خارجم كند، پس چون توجه بغير خدا داشت) بدين سبب مدت چند سال در زندان محبوس ماند.
(چنين گويد ديلمى) گفت بمن مردى كه از كجا مئونه و معاش زندگى تو تأمين مىشود گفتم: وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ[٣] خزانههاى آسمان و زمين ملك خدا است و (روزى بدست او است) ليكن منافقين درك آن را نميكنند و طمع از غير خدا دارند.
و منقولست كه بعضى ديدند مردى را كه در بيابان مشغول عبادت پروردگار بود، از او سؤال كردند غذا از كجا ميخورى؟ جواب داد از خزانه پروردگار عزيز، سپس اشاره بدندانهاى خود كرد و گفت آن كسى كه دندان دهد روزيش را برساند (بكمال خوبى و آسانى).
و محل توكل قلب انسانست، و منافات ندارد طلب روزى كردن و كسب معاش نمودن با توكل زيرا خداوند أمر بآن فرموده
[١]. ٣٧- النجم
[٢]. ٤٢- يوسف
[٣]. ٧- المنافقون