إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٧ - باب بيست و پنجم در عزلت و گوشهنشينى
و فرمود أمير المؤمنين ٧ بكميل (ره)[١] اى كميل ترك كن رفت و آمد خود را با مردم و مشهور مگردان خويشتن را و نام خود را از قلوب مردم محو نما، و احكام دين را يادگير و عمل بآن كن و لب از سخن (بيهوده) گفتن فرو بند تا سالم بمانى و نيكان از تو مسرور شوند اگر چه مردمان پست و فاجر از تو خشمگين ميشوند، و باكى بر تو نيست و ضررى متوجه تو نميشود اگر معالم دين را ياد بگيرى و مردم را نشناسى و مردم تو را نشناسند، و هر كه ملزم نمود قلب خود را بتفكر و زبان خود را بذكر الهى: پروردگار مملوّ ميگرداند قلبش را از رحمت و نور و ايمان و حكمت، و بسبب تفكّر و عبرت از ديگران گرفتن كلمات و سخنانى حكمت آميز از قلب (و زبان) مؤمن خارج مىشود كه موجب رضايت علما ميگردد، و صاحبان عقل او را تعظيم خواهند نمود و حكما تعجب خواهند كرد.
[١]. كميل بن زياد النخعى اليمانى درك كرد زمان پيغمبر٦ را ١٧ سال و از خواص و اعاظم اصحاب حضرت امير( ع) است، و دعاى مشهور بدعاى كميل منسوب بآن جناب است و عرفا او را صاحب سرّ آن حضرت دانستهاند و چون حجاج والى عراق شد خواست كميل را بدست آورد و بقتل برساند كميل فرار كرد، حجاج عطائى كه از بيت المال باقوام كميل برقرار بود قطع كرد، كميل گفت از عمر من چندان باقى نمانده كه سبب قطع روزى جماعتى شوم بر خواست و بنزد حجاج آمد، حجاج گفت اى كميل تو را همى جستم تا كيفر كنم بقصاص خون عثمان، گفت هر چه خواهى بكن كه از عمر من جز اندكى نمانده و عنقريب بازگشت من و تو بسوى خدا است و مولاى من مرا خبر داده كه قاتل من توئى، حجاج فرمان داد تا سرش را بريدند و اين در سنه ٨٣ بود و ٩٠ سال داشت و قبرش بين نجف و كوفه است و قبر شش فرزندانش در دهكده آستير دو فرسخى سبزوار است