إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦ - باب بيست و پنجم در عزلت و گوشهنشينى
و تعظيم با دست است، و اگر بقلب آنها بنگرى خواهى ديد مملوّ از زهر سياه است كه بكوچكترين امرى تو را اذيت ميكنند.
و عزلت در حقيقت گوشهگيرى از امورات ذميمه است و هم براى آن است كه آدمى اصول دين خود را روى پايه ثابتى قرار دهد (و مطالعاتى در اخبار و مسائل فقهيه نمايد) و سزاوار است بر كسى كه عزلت را اختيار ميكند اينكه مشغول ذكر خدا باشد و در آثار صنع الهى تفكر نمايد تا پى بقدرت كامله خدائى برد، و الا اگر اين چنين نباشد در بلا و فتنه خواهد افتاد و شيطان او را وسوسه خواهد نمود، و شكى نيست كه خير دنيا و آخرت در عزلت و گوشهنشينى و كمتر توجه بامور دنيوى داشتن است، و شر و بدى دنيا و آخرت در توجه بدنيا داشتن و اختلاط و معاشرت با مردم است، و خاموشى سره تمام خوبيها است.
و منقولست يكى از بزرگان گفت شبى در خواب ديدم يكى از أئمه معصومين : را كه فرمود: گوشهنشينى نعمت است و مردم از آن أبا و امتناع دارند، و رياست و مقام نقمت و بدبختى است و مردم آرزوى آن را دارند، و ثروت فتنه و فساد است و مردم خواستار اويند، و فقر (كمى از دنيا داشتن) عصمت (از بسيارى از گناهان) است و مردم رو گردان از آن هستند، و بيمارى سبب فرو ريختن گناهان است و مردم آن را نمىپسندند، و اگر كسى مشهور باشد بيشترى از اعمالش بجهت ديگران است (زيرا عمل ريائى بجا مىآورد و دوست ميدارد مردم او را به آن حالت ببينند) و ليكن كسى كه گوشهنشين باشد همه اعمالش خالصا للَّه است (و باكى ندارد از اين كه مردم هر چه در حق او بگويند زيرا فقط كوشش ميكند كه آبرويش در پيشگاه خداوند نريزد).