ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٩ - پيشگفتار مترجم
منويات فاسد خود را جامه عمل بپوشاند. در اين هنگام بود كه امام مخالفت همه جانبه خود را با رژيم ابراز نمود و در اين راه رنجها، زحمتها، حبسها و تبعيدها را به جان خريد و سرانجام از ايران به تركيه و از تركيه به عراق و از عراق به پاريس منتقل شد، ولى به فضل الهى و در رابطه با وعده صدق خداوندى انَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ ...[١] در ربيع ٥٧ با ورود خود به ايران نظام فاسد را برچيد و حكومت اسلامى را كه از بزرگترين آمال او بود به صورت جمهورى اسلامى بنيانگذارى نمود.
اين بود فشردهاى از زندگانى اين رادمرد الهى كه روحى وسيع و ابعاد مختلف و گوناگونى دارد.
از ابعاد روحى امام علاقه وى به مسائل تهذيب نفس و پيراستگى روح است كه شاخص وجود او همواره به سوى آن متوجه بود و از دوران جوانى به تهذيب نفس و شركت در مجالس اخلاقى علاقه وافرى داشت و هر كجا استادى معنوى و راهنمايى روحى مىجست براى فيضگيرى به سوى او مىشتافت.
شدت علاقه او به اين مسأله گاهى عشق طبيعىاش را به فراگيرى علوم رسمى تحت الشعاع قرار مىداد و احيانا در قالب الفاظ و اشعار بسيار لطيفى در مىآمد، چنانكه در يكى از غزلها مىفرمايد:
|
عهدى كه بسته بودم با پير مى فروش |
در سال قبل تازه نمودم دوباره دوش |
|
[١] -فصلت- ٣٠.