ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٠٦ - وجود اسماء و صفات منافاتى با احديت ذات ندارد
رسمى، نه تعينى براى او هست و نه از براى حقيقت مقدسش حدى است، در صورتى كه اسم و رسم خود حدى و تعينى است، پس او را به حسب مفهوم و ماهيت اسم و رسمى نيست، و به حسب حقيقت و هويت نه اسم و رسم علمى دارد و نه اسم و رسم عينى، و جز او چيزى نيست تا اسم و رسمش گردد. منزه است خداوندى كه از تحديد اسمى منزه و از تعين رسمى مقدس است. و عالم همگى خيال اندر خيال است، و ذات مقدسش حقيقتى است قائم به ذات خويش و چنين حقيقتى با خيال، امكان انكشاف ندارد، چنانكه آزاد مردان گفتهاند. پس همه مفاهيم اسمائى و تمام مراتب حقايق عينى كشف از مقام ظهور او و تجلى او و اطلاق و انبساط او مىكنند، و وجود منبسط و مفهوم عام وجود عبارتهايى هستند كه فقط از مقام اطلاق او كاشف مىباشند.
وجود اسماء و صفات منافاتى با احديت ذات ندارد
شيخ صدر الدين قونوى در مفتاح غيب و شهود خود مىگويد: «از براى وجود دو اعتبار است، يكى فقط خود وجود بودن، و او حق تعالى است، و وجود از اين رو و از اين وجهه چنانكه از پيش اشاره به آن كرديم نه كثرت در او هست و نه تركيب و نه صفت و نه نعت و نه رسم و نه اسم و نه نسبت و نه حكم، بلكه وجودى است بحت و خالص، و اينكه ما به او وجود مىگوييم اين وجود گفتن ما نيز به خاطر فهماندن مطلب است نه آنكه حقيقتا نام او وجود باشد، بلكه اسم او عين صفت اوست و صفت او عين ذات اوست.» (پايان آنچه مورد نظر ما بود)