ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٢٣ - اسم اعظم در مقام لفظ
پست و نالايق را ايجاد مىكرد ديگر ايجاد واسطهها كه به امر او به عالم خلق نازل مىشوند بيهوده و بىثمر بود، و خداوند والاتر از آن است كه در ملكش چيز بيهوده و يا بيكار و معطلى را بيافريند، كسانى كه كافرند چنين گمان مىكنند.» و اسماء سىگانه كه براى هر ركن آفريده شدهاند به حسب امّهات اسماء (نامهاى مادر) و كلياتشان مىباشد و گر نه به حسب جزئياتشان به شماره درست نيايند و بى نهايتاند، و آن اسماء از نقطه عقل كه نقطه الهيه است تا هيولى از حيث نزول و از هيولى تا نقطه عقل در مقام صعود به منزله دايرهاى است كه دوازده برج دارد و يا دوازده ماه است و هر برج يا ماهى سى درجه و يا سى روز است تا آنكه به سيصد و شصت درجه و يا سيصد و شصت روز برسد. اين بود سخن ما در اسم اعظم به حسب مقام خلق عينى.
اسم اعظم در مقام لفظ
و اما حقيقت اسم اعظم به حسب لفظ و عبارت، پس آن را فقط اولياء مرضيين و علماء راسخين مىدانند و از ديگران مخفى است، و آنچه در كتابهاى عرفا و مشايخ از حروف اسم اعظم و يا كلمات آن نوشته شده يا از روايات صحيح گرفته شده است و يا در اثر كشف و رياضتى است كه به هنگام فراغ و انصراف از دنيا كه دار وحشت و ظلمت است براى آنان روى داده است، چنانكه از شيخ مؤيد الدين جندى يكى از شارحين فصوص الحكم نقل شده كه گفته است، از اسمهاى اسم اعظم هو اللّه المحيط و القدير و الحى و القيوم است، و از حروف اسم اعظم (ا د ذ ر ز و) است. گويد: اين را شيخ كبير در