ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٣ - پيشگفتار مترجم
بسمه تعالى
پيشگفتار مترجم
|
شبم به روى تو روز است و ديدهام به تو روشن |
و ان هجرت سواء عشيّتى و غداتى |
|
|
شبان تيره، اميدم به صبح روى تو باشد |
و قد تفتّش عين الحيوة في الظّلمات |
|
تاريكى شب هر چند پرده سياهى بر افق مىكشد و بجز ظلمت و سياهى چيزى به نظر نمىرسد و موجودات زنده كه با نور سر و كار دارند از جنبش و فعاليت مىايستند و همچون مردگان بىحركت مىافتند، اما در ضمير دل آگاهان و اولياى الهى چراغى روشن است كه صفحه هستى را روشن مىكند و آنچه را كه با نور حسى نمىتوان مشاهده كرد، با نور معرفت و روشنى باطن مىبينند، گويى كه اشعهاى ما فوق نور از دل نورانى آنان تابيده و از همه اجسام و حواس عبور مىكند و ماوراء طبيعت و حس را نشان مىدهد.
اين نور، برخاسته از عبادت شب زندهداريها و مناجاتهاى عاشقانه و خالصانه و بالاخره پيوند محكمى است كه با كمال مطلق و جميل