ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٤ - طريقه سلوك شيخ الانبياء
بر درگاه رب مطلق بار انداخت.
پس گذشتن از منزلهاى حواس و خيالات و تعقلات (و پشت سر نهادن عوالم حس و خيال و عقل) و تجاوز از سراى فريب به سوى هدف آخرين، و متحقق شدن به نفى صفات و رسوم و جهات به تحقق عينى و علمى، امكان ندارد مگر پس از آنكه از مراحل برزخى متوسط، كه عبارت است از برزخهاى سافله و عاليه، بگذرد و به عالم آخرت قدم گذاشته و از آنجا به عالم اسماء و صفات وارد شود، و در آن عالم نيز از اسماء و صفاتى كه احاطه آنها كمتر است شروع نموده و به اسماء و صفاتى كه احاطه بيشتر دارند برسد، و از اسماء و صفات محيطه به عالم الوهيت مطلقة نائل آمده و از آن به جهان احديت عين جمع، واصل شود و با وصول به اين جهان است كه همه تجليات خلقيه و اسمائيه و صفاتيه در آن مستهلك گشته و همه تعينات علمى و عينى در آن فانى خواهد شد. و به اين سير عرفانى اشاره نموده عارف رومى مولوى كه مىگويد:
|
از جمادى مردم و نامى شدم |
وز نما مردم ز حيوان سر زدم |
|
|
مردم از حيوانى و انسان شدم |
از چه ترسم كى ز مردن كم شدم |
|
|
باز مىميرم ز انسان و بشر |
پس بر آرم با ملايك بال و پر |
|
|
بار ديگر از ملك پرّان شوم |
آنچه اندر وهم نايد آن شوم |
|
|
پس عدم گردم عدم چون ارغنون |
گويدم كانّا إليه راجعون |
|
و اين است همان ظلوميّتى كه در آيه شريفه به آن اشاره شده «كه همانا انسان، ظلوم و جهول است». و اين است مقام «اوْ أدْنى» آخرين مقامات انسانى؛ بلكه در اينجا ديگر نه مقامى مىماند و نه صاحب