ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٠٨ - معناى اسم الهى
واضحى است، بلكه از طور كلام و مقصود خارج شده و از مرتبهاى به مرتبه ديگر از وجود تنزل كرده الاّ اينكه محل شاهد، قسمت آخر كلام ايشان بود كه بر آنچه ادعا كردم شاهد و بلكه برهان درخشانى است.
و اين مرتبه كه مرتبه عماء و غيب است و آنچه در اخبار و احاديث رسيده است كه خداى را اسمى است كه آن اسم را فقط براى خود حفظ كرده و احدى را بر آن آگاه نكرده است و آن هفتاد و سومين حرف از حروف اسم اعظم است، چنانكه روايت آن خواهد آمد إن شاء اللّه يكى از احتمالات درباره آن اسم همين است كه مراد از آن اسم مرتبه عماء و غيب باشد. پس اگر من گاهى به آن مرتبه كلمه اسم اطلاق مىكنم از آن جهت است كه ذات، علاّمه ذات خويش بالذات مىباشد، زيرا او عالم است به ذات خود لذاته.
معناى اسم الهى
پس از آنكه آنچه را كه ما بيان كرديم نيكو خواندى و نيكو فهميدى پس بدان كه اسم عبارت است از ذات با صفت معينى از صفاتش و تجلى مخصوصى از تجلياتش؛ مثلا «الرحمن» عبارت از ذاتى است كه با رحمت منبسط تجلى كرده باشد. و «رحيم» عبارت از ذاتى است كه با رحمتى كه بسط كمال است تجلى كند. و «منتقم» آن ذاتى است كه با انتقام تعيّن يافته باشد. و اين تعين به اسم نخستين تكثرى است كه در دار وجود واقع شده و اين تكثر در حقيقت تكثر علمى است و حضرت حق تعالى ذات خود را در آينه صفات و اسماء شهود فرموده و در عين علم اجمالى كشف تفصيلى شده است و با اين تجلى اسمائى و صفاتى درهاى وجود، باز و غيب به شهود مرتبط گرديد و