ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٠٧ - وجود اسماء و صفات منافاتى با احديت ذات ندارد
و عارف بزرگوار آقا محمد رضا قمشهاى در حاشيه بر مقدمات شرح فصوص قيصرى كه منسوب به اوست سؤالى از خود مىكند و آن اينكه: اگر اسم به دو بخش اسماء ذات و اسماء صفات بخش شد چرا براى خداى تعالى در مرتبه احديت ذاتى اسم و رسمى نباشد و حال آنكه ذات در اين مرتبه حاصل است و بايد متصف به صفات باشد؟» او پاسخ اين سؤال را به اين عبارت مىدهد (ترجمه): «رسم هر چيز عبارت از چيزى است كه مميز آن باشد و آن را كشف كند، پس بايد مطابق آن باشد تا بتواند آن را كشف كند؛ و ذات الهى با هيچ مفهومى از مفاهيم، ظاهر نمىشود و كشف نمىگردد تا آن مفهوم اسم براى آن ذات تعالى بشود. اگر خواهى به وجدان خودت مراجعه كن و ببين آيا مفهومى از مفهومها را مىيابى كه آن مفهوم عين مفهوم ديگر باشد؟ چه رسد به مفهومهاى بىنهايتى كه در مقابل كمالات حق تعالى است، و چطور ممكن است مفهومى كاشف از كمالات آن حضرت باشد و حال آنكه مفهوم، محدود است و ذات خداى تبارك و تعالى نامحدود؟ پس براى ذات احديت اسمى اصلا وجود ندارد. ذاتش مقدس است از اينكه محدود كنندهاى او را محدود كند و چيزى از اشياء غيبى مانند مفاهيم، و يا از اشياء عينى مانند وجودات، او را احاطه كند. پس وجود منبسط عام و مفهوم عام اعتبارى آن وجود منبسط هر دو از اطلاق او كاشفاند نه از ذات اقدس و ارفع و اعلاى او. مگر نشنيدهاى سخن آزادگان را كه گفتهاند:
جهان همگى خيال اندر خيال است؛ و ذات او حقيقتى است قائم به نفس خويش، و وجود منحصر در آن ذات است؟!» گر چه در پارهاى از فقرات سخن اين مرد بزرگ جاى اشكال