ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٤٤ - نورى تابناك مراتب سير اولياء نسبت به درك حقيقت وجود
با ايمان و داراى يقين قرار دهد) كه مشيت هر چند مقام ظهور حقيقت وجود است و براى هر ديده و بينشى مشهود است و بلكه با همه ادراكات درك مىشود و مدرك و مشهودى جز او نيست و ظهورى بجز ظهور مشيت نيست، ولى با همه اين ظهور در پوشش تعينها پوشيده و گوهرش مجهول و حقيقتش پنهان است، تا آنجا كه ظهور حقايق علمى در مدارك دانشمندان با آنكه به واسطه همين مشيت است ولى خودش براى آنان نامعلوم است و حقيقت و گوهر ذاتش از براى دانشمندان كشف نشده هر چند هويت و وجودش مشهود است، و كسى نمىتواند اطلاق و سريان و بسط و فيضان مشيت را شهود كند، بلكه به قدر ظرف وجود خود آن را شهود كرده و به قدر مقام عرفانش آن را مىشناسد.
پس مادامى كه شخص سالك از حب شهوتهاى دنيوى بيرون نرفته و از زندان وحشتناك هيولانى طبيعت آزاد نشده و دل خود را با آب زندگى از چشمه علوم روحانى شستشو نداده و ذرهاى از انانيت در نفس او باقى مانده امكان ندارد كه جمال محبوب را بدون حجاب و در سر حد اطلاق مشاهده كند.
و آنان كه در اين پستترين منزل و درك اسفل و پستترين زمين بار انداختهاند و در اين ستم آباد و شهرستان مردگان منزل گزيدهاند حق براى آنان جلوهگر نخواهد شد مگر از پشت هزار پرده ظلمانى و نورانى كه اين حجابها بر روى هم انباشته شدهاند زيرا «خداى تعالى يك ميليون عالم آفريده، و يك ميليون آدم آفريده است، و شما در پايان آن عوالم و در پستترين آن مىباشيد.» و «از براى خداى تعالى هفتاد هزار حجاب از نور است و هفتاد هزار حجاب از ظلمت.»