ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٧٠ - عدم منافات تجلى وحدت با سؤال قول رضى و أرضى
مختلف است، زيرا انسان مظهر اسم كلّ يوم هو في شأن است: «هر روزى او در شأن تازهاى است». پس در هر حالى و شأنى محبوبش با اسمى براى او ظاهر مىشود و معشوق و مطلوبش به تجلى تازهاى از لطف و قهر و جلال و جمال براى او تجلى مىكند.
|
هر دمش با من دلسوخته لطفى دگر است |
اين گدا بين كه چه شايسته انعام افتاد |
|
و گاهى مىشود كه با يك اسم دو گونه تجلى و دو طور ظهور مىنمايد، يك جلوه به گونه كثرت در وحدت؛ و در اين حال بر زبانش سخنى جارى مىشود كه با حالش مناسب باشد و چيزى مىگويد كه دلالت بر وحدت دارد، و مىگويد: «بار الها من از قول تو سؤال مىكنم» لفظ قول را مفرد مىآورد. و اگر به گونهاى ديگر بر او تجلى كرد و تجلى وحدت در كثرت بود، سلطان كثرت بر دل او غالب آيد، پس كلامى را مترنم مىشود كه مناسب با حالش بوده و دلالت بر كثرت نمايد، و مىگويد: «بار الها من سؤال مىكنم به تمامترين كلماتت» و كلمات را به لفظ جمع مىآورد. و اين يكى از اسرار آن است كه در دعاى شريف لفظ «قول» مفرد و لفظ «كلمات» به صيغه جمع آمده است.
عدم منافات تجلى وحدت با سؤال قول رضى و أرضى
اشكال: تجلى به طور كثرت در وحدت با جملهاى كه در دعاست يعنى «رضايت بخشترين قول تو» منافات دارد، و همچنين با جمله «همه قول تو رضايت بخش است» زيرا كه كثرت در معناى اين دو