ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٨١ - وجود، خير محض است يعنى چه؟
مقدار كه وجود در او تمامتر و كاملتر شود خير و شرافتش بيشتر گردد تا برسد به وجودى كه عدم در او نباشد و كمالى كه نقصانى به او راه نيابد، اين هنگام او شرفى مىگردد كه پستى ندارد و خيرى مىشود كه شرى در آن نباشد و همه خيرها و شرفها از افاضهها و اشراقها و تجلىها و اطوار و تطورهاى او مىشود، و خير و كمال حقيقى ذاتى جز از آن او نباشد و جز به وسيله او نباشد و جز از او سر چشمه نگيرد و جز در او نباشد و جز بر او نباشد، و ديگر مراتب را كه خيراتى است به اعتبار انتسابى است كه به او دارند و از جهت مظهريتى است كه براى او دارند، و گر نه به اعتبار انتساب به خودشان نه كمالى دارند و نه خيرى در وجود آنهاست و نه حقيقتى دارند و نه شيئيتى را دارا هستند، چنانكه خداى تعالى فرمود: «همه چيز در هلاكت است مگر وجه او» و «هر چه بر روى زمين است فانى است و وجه پروردگارت كه جلالمند و عزيز است باقى مىماند.» و سيد انبياء و سند اصفيا (صلوات اللّه و سلامه عليه و على آله الطيبين الطاهرين) فرمود: «هر كس خيرى در خود بيابد خداى را سپاس گويد، و هر كس كه جز اين بيند بجز خود را ملامت نكند.» پس چون خير از اوست بايد او را سپاس گفت، و چون شر از ناحيه خود انسان و از حيثيت خلقى است ملامت نيز متوجه او است. و خداى تعالى از خليلش بازگو مىكند: «هنگامى كه بيمار مىشوم او شفا بخش من است.» [ببين] كه چگونه بيمارى را به خودش نسبت داده و از نقصان استعدادش دانسته، ولى شفا را به پروردگارش نسبت داده است؟! پس فيض و خير و شرافت از خداى تعالى است، و شر و نقصان و پستى از ما است. و در اين رابطه خداى تعالى مىفرمايد: