ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٠٩ - سر سجود ملائكه بر آدم
رحمت خدا بر بندگانش گسترش يافت و نعمت او بلاد را فرا گرفت؛ و اگر اين تجلى اسمائى نبود جهان همگى در تاريكى عدم و كدورت خفاء و وحشت اختفاء باقى مىماند، زيرا براى هيچ كس از جهانيان بلكه به قلب هيچ سالكى از سالكان تجلى ذاتى جز در حجاب اسمى از اسماء و يا صفتى از صفات امكان ندارد.
سرّ سجود ملائكه بر آدم
و با همين تجلى بود كه كمّلين از اولياء خدا اسماء و صفات و لوازم آنها و لوازم لوازم آنها را تا آخرين مرتبه وجود مشاهده نمودند و اعيان ثابته همه حقايق و هويات را ديدند. و البته تجلى به بعضى از اسماء بر تجلى اسم ديگر مقدم بود، پس ابتدا به اسماء محيط تجلى كرد و در حجاب آن اسم محيط به اسم محاط تجلى نمود. پس اسم «اللّه» و اسم «الرحمن» چون به ديگر اسماء احاطه داشتند تجلى براى ديگر اسماء به واسطه آن دو اسم شد. و اين يكى از اسرار سبقت رحمت حق بر غضب اوست. و تجلى به اسم اللّه اولا بر ساير اسماء شد و به توسط اسم اللّه و ديگر اسماء ثانيا بر اعيان ثابته تجلى شد- مگر عين ثابت انسان كامل كه تجلى بر آن عين ثابت ابتدايى و بدون توسط چيزى بود- و بر اعيان خارجى براى بار سوم تجلى شد. و در تجلى عينى نيز تجلى بر انسان كامل با اسم اللّه بود بدون آنكه اسمى از اسماء و يا صفتى از صفات واسطه باشد، و تجلى بر ديگر موجودات به توسط اسماء بود. و اين بود از جمله اسرار آنكه خداى تعالى امر كرد كه ملائكه بر آدم سجده كنند گر چه شيطان لعين به خاطر قصورش نتوانست اين حقيقت را درك كند. و اگر نبود اينكه خداى