ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧١ - در مبدأ انوار و نور واجب
همين است كه در مصداقهاى عرفى است و از جمله اعراضى است كه بجز در قسمت سطحى اجسام تاريك ظاهر نمىشود و بجز چشم، آن هم با شرايطى كه مقرر شده است حس ديگرى آن را درك نمىكند و ديگر حواس را از درك آن نصيبى نيست و خود را دو آن و دو لحظه نمىتواند باقى نگه دارد، بلكه براى او روشن مىشود كه علم نيز نورى است كه خداوند آن را در دل هر كس از بندگانش كه بخواهد مىافكند. و حقيقت نور كه عبارت است از اينكه خود در ذاتش ظهور داشته باشد و غير خود را نيز ظاهر سازد اين حقيقت در علم از طريقى تمامتر و راهى روشنتر و محكمتر جلوهگر است.
پس نور علم براى همه حواس و وسايل درك جلوهگر است، بلكه در مرآتهايى كه فوق حواس است جلوهگر است، از قبيل نفوس كليه الهيه و عقول مجرده قدسيه و فرشتگان پاك و پاكيزه. و به واسطه علم است كه باطنهاى اشياء همانند ظواهرشان منكشف مىشود. و علم نورى است كه به عمق زمين و آسمان دور دست نفوذ مىكند و خود نيز در طول مرور شبها و روزها باقى مىماند، بلكه بعضى از مراتب علم بر زمان و زمانيات احاطه كرده و مكان و مكانيات در نزد آن درهم مىپيچد.
در مبدأ انوار و نور واجب
بلكه بعضى از مراتب علم، واجب است به وجوب او، [١] و بر آسمان و زمينها گسترش دارد «و اوست كه به همه چيز احاطه علمى دارد»، و آن وقت است كه به فضل خدا و موهبت او بر قلب سالك
______________________________
[١] مانند صور مرتسمه بنا بر مذهب شيخ، و اعيان ثابته بنابر مسلك
عرفا. (مترجم)