ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٥ - پيشگفتار مترجم
يافته است كه به حق مىتوان گفت: رُهْبانٌ بِاللَّيْلِ وَ اسْدٌ بِالنَّهارِ.
اين شرح چكيدهاى است از برداشتها و معرفتهاى استاد بزرگ اخلاق، سرآمد معلّمين اسلامى و راهنماى حقيقت جويان كه خود و علاقمندان خود را از رهنمودهاى معنوى مستفيض مىكند.
او نه تنها قهرمان بتشكن، مبارز بزرگ اسلام، الگوى مجاهدان، شمشير برنده حق، پيشتاز ميدان مرگ و شهادت و بالاخره آيينه تمام نماى وحدت امت و رمز اتحاد امت و امامت است؛ و او نه تنها مسندنشين اريكه افتاء، يكه تاز عرصه فقاهت، محقق قوانين شرعى و مؤسس مبانى اصولى است.
بلكه ابر مرد ميدان معرفت و سلوك، قهرمان مسائل غيب و ملكوت، وارسته از ماده و كثرات و طائرى بلند پرواز در فضاى قدس وحدت است.
اگر برخى از فلاسفه غرب، جهان را آميخته به منافرات مىدانند به حق مىتوان اين مرد بزرگ را مركز تجمع اضداد و محور كششهاى مختلف دانست. در لحظهاى كه دم از معرفت و عرفان و سير و سلوك مىزند و به وارستگى از تعلقات دعوت مىكند، باشد كه بازماندگان قافله را به همراه قدمهاى تندرو خود به قافله توحيد برساند و پر سوختگان عالم انسانى را با بالهاى سبك پر خود به فضاى تجريد راهنمايى كند، در همان حال به فكر پايهگذارى حكومت اسلامى، بازگيرى حقوق مستضعفان و حمايت از اجراى قوانين اسلامى مىباشد، و كمتر كسى است كه بتواند بدين گونه مجمع اضداد باشد كه از تصادم آنها مزاجى معتدل و انسانى نمونه پديد آيد. «سرو نديدم بدين صفت متمايل».
|
جمعت في صفاتك الاضداد |
و لهذا عزّت لك الانداد |
|
معمولا هر فردى از نظر فكرى و روحى بعد خاصى دارد. تنها نوابغ و