ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٤ - پيشگفتار مترجم
|
گر ز چشم همه خلق بيفتم سهل است |
تو مينداز كه مخذول تو را ناصر نيست |
|
تا چه رسد به دوران حيات در عالم خارج از طبيعت كه همه نور است و صفا و لذت و سرور، و جهان طبيعت با همه فريبايى خود، نسبت به لذات آن عالم قدر قابل ملاحظهاى ندارد و آنان را كه پس از انتقال از اين نشأه فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ[١] هستند چه اعتنايى به اعتبارات پوچ و هيچ اين جهان تواند بود؟
بلكه از آن جهت است كه اولياء حق مظاهر رحمت الهيهاند و وجودشان در همه عوالم منشأ خيرات و بركات است، از اين رو راضى نيستند كه احدى از موجودات از كمال مطلوب خود بازماند و تا آنجا كه امكان دارد و با اختيار منافات ندارد و موافق با نظام اتم خلقت است از ارشاد و دستگيرى خلق خدا مضايقه ندارند، حتى پس از انتقال از اين عالم به جوار رحمت الهى.
به هر حال در ميان ابعاد روحى امام، بعد عرفانش از دير زمان براى اين ناچيز خيره كننده بود و موقعى كه آوازه شجاعت و درايت و قاطعيت و ديگر فضايلشان زبانزد همه بود، مرا حالت تأثر و تأسفى بود كه چرا بعد عرفان امام همچنان از مردم پوشيده است؟ و بارها اين تأسفم را به دوستان اظهار كرده بودم و لكن خداى را شكر كه با طبع كتاب پرواز در ملكوت از اين راز پنهان تا حدودى پرده برداشته شد. هر چند جلد اول آن كتاب كه در زمان طاغوت به طبع رسيد و مطالب امام كه نمايانگر مقام عرفانش بود با نام مستعار «استاد الهى ما» در آن كتاب آمده است، ولى
[١] -قمر- ٥٥.