ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٢ - پيشگفتار مترجم
قواست و عصا به دست گرفتن در اين سن رايج و معمول نيست، پس مقصود عصاى احتياط در زندگى است كه بايد از اين پس با عصاى احتياط گام بردارد.
مؤيد اين توجيه لطيفتر از نسيم سحر، رواياتى است كه از اهل بيت عليهم السّلام رسيده است مانند روايتى كه صدوق در امالى نقل مىكند كه امام صادق ٧ فرمود: «بنده تا به چهل سالگى نرسيده است در گشايش است و چون به چهل سالگى رسيد خداوند به دو فرشته (كه گماشته بر او هستند) وحى مىكند: من به بندهام عمر قابل توجهى دادم پس با او درشتى كنيد و سخت بگيريد و كاملا مراقب باشيد و كم و زياد و كوچك و بزرگ عمل او را بنويسيد» [١].
حضرت امام در ميان اساتيد خود، احترام خاصى براى استاد عرفانش، مرحوم شاهآبادى قائل بود و با اينكه مرتبه كمال در عرفان را براى او حدى از مردم مىداند در تأليفات عرفانىشان از مرحوم شاهآبادى غالبا به عنوان «شيخ عارف كامل ما شاهآبادى روحى فداه» ياد مىكند، و از ميان حكما و عرفاى گذشته علاقه خاصى به صدر المتألهين دارد و او را فردى محقق و متخصص كه بسيارى از معارف را فهميده و چشيده و مشكلات و مسائل را حل كرده است مىداند. شنيدهام كه روزى در درس به عنوان تجليل از مقام اين فيلسوف عارف و در رابطه با تقدير از علم و توبيخ كوته فكران كه پيوسته درباره او سخنان ناشايست مىگويند چنين فرموده است:
«ملا صدرا و ما ادريك ما ملا صدرا؟! او مشكلاتى را كه بو على به حل آن
______________________________
[١] انّ العبد لفى فسحة من امره ما بينه و بين اربعين سنة، فاذا
بلغ اربعين سنة اوحى اللّه عزّ و جلّ إلى ملكيه انّى قد عمّرت عبدى عمرا، فغلّظا و
شدّدا و تحفّظا و اكتبا عليه قليل عمله و كثيره و صغيره و كبيره.