ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٩١ - (رسول خدا
بحضرت عرض كردم بخدا كه دانش (بمعناى واقعى) همين است فرمود: دانش اين است و كسى را چنين علمى نيست و (دانش ما) فقط اين نيست.
٣٨- امام صادق ٧ فرمود: رسول خدا ٦ در همان بيمارى كه در آن از دنيا رحلت كرد فرمود: دوست مرا براى من بخوانيد آن دو زن (عايشة و حفصة) كس بنزد پدرانشان فرستادند چون پيغمبر آنان را ديد روى از آنان برگردانيد سپس نزد على فرستادند چون على تشريف آورد خود را بروى پيغمبر انداخت و پيوسته با او حديث ميكرد و او با على حديث ميكرد و چون بيرون شد آن دو نفر (ابو بكر و عمر) على را ملاقات كردند و گفتندش: چه گفت؟ فرمود: بابى را بمن حديث كرد كه هزار باب ميگشود و هر باب هزار باب ميگشود.
(١٢٤٠) ٣٩- امام صادق ٧ فرمود رسول خدا بعلى هزار باب بياموخت كه هر بابى هزار باب ميگشود.
٤٠- امام صادق ٧ فرمود: چون فاطمة بخاك سپرده شد ابو بكر و عمر بنزد امير المؤمنين آمدند حضرت (ضمن حديثى طولانى بآنان فرمود: اما آنچه گفتيد كه من نگذاشتم شما دو نفر شاهد كار تجهيز