ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٩٤ - (رسول خدا
كه هر كلمهاى هزار كلمه ميگشود پس مردم چه ميدانند (يا نميدانند) كه پيغمبر چه حديثى بعلى ٧ فرموده است.
٤٨- امام باقر ٧ فرمود: على ٧ بر فراز منبرش بود كه مردى بخدمتش رسيد و عرض كرد يا امير المؤمنين آيا اجازه بمن ميدهى كه روايتى را كه عمار بن ياسر از رسول خدا نقل كرد و من آن را از عمار شنيدم بگويم؟ فرمود از خداوند بپرهيزيد و بر عمار بجز همان را كه خود او گفته است نگوئيد على ٧ اين جمله را سه بار تكرار فرمود و سپس بآن مرد فرمود: اكنون حرف بزن، او گفت شنيدم كه عمار ميگفت: شنيدم از رسول خدا ميفرمود: من بر طبق تنزيل قرآن جنگ ميكنم و على ٧ بر طبق تاويل آن چنگ خواهد نمود حضرت فرمود: بپروردگار كعبه سوگند كه عمار راست گفت و اين نزد من جزو همان هزار كلمهاى است كه هر كلمهاى هزار كلمه بدنبال دارد: ٤٩- محمد بن يزيد محاربى گويد: شنيدم امام صادق ٧ ميفرمود ما وارثان پيغمبرانيم سپس فرمود: رسول خدا جامهاى بر سر على ٧ كشيد و سپس هزار كلمه او را بياموخت كه هر كلمهاى هزار كلمه ميگشود.