ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٦٦ - (امير المؤمنين
همانا اهل بهشت بخانههاى شيعيان ما چشم ميدوزند همچنان كه آدمى بستارههاى آسمان چشم ميدوزد هنگامى كه از مسبحات (سورههائى كه اول آن با تسبيح شروع مىشود) آخرين سوره را خوانديد (سوره اعلى) بگوئيد
سبحان اللَّه الاعلى
و چون آيه إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِ را خوانديد بر پيغمبر درود بفرستيد چه در نماز باشيد و چه در غير نماز در بدن چيزى كه از چشم كمتر شكر خدا كند نيست.
پس هر چه او ميخواهد ندهيدش كه شما را از ياد خداى عز و جل غافل ميسازد چون سوره و التين را خوانديد در پايانش بگوئيد و نحن على ذلك من الشاهدين (ما نيز بر اين از گواهانيم) چون آيه قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ خوانديد پس از آن بگوئيد
آمنا باللَّه
. تا:
مسلمون
(سوره بقره آيه ٣١ مراجعه شود).
چون بنده در تشهد در دو ركعت آخر كه نشسته است بگويد
اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ.
سپس اگر حدثى از او سرزد نمازش درست است خدا بچيزى كه سختتر از پياده رفتن بخانه او باشد پرسش نشده است خير را از سم و گردن شتران بخواهيد در حال رفتن و آمدنشان (شرح:) شايد مقصود مسافرت و باركشى با شتر باشد كه با پايش راه ميپيمايد و درازى گردنش در حمل بار و برخاستن از زمين هنگامى كه بار دارد كمك او است.
سقاية از اين جهت بدين نام ناميده شد كه رسول خدا دستور داد كشمشى را كه از طايف براى آن حضرت آورده بودند خيسانده و در حوض زمزم بريزند كه آبش تلخ بود و غرض آن حضرت اين بود كه تلخى آن بشكند پس اگر آب كشمش كهنه شد از آن نياشاميد مرد هنگامى كه برهنه شود شيطان باو