ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٨٣ - (مصنف)
تعيين كرده و دستور انتخابشان را داده بود بشماره نقيبان موسى نه تن از طايفه خزرج بودند اسعد بن زرارة بود و براء بن معرور و عبد اللَّه بن عمر و بن حرام پدر جابر بن عبد اللَّه و رافع بن مالك و سعد بن عبادة و منذر بن عمرو و عبد اللَّه بن رواحة و سعد بن ربيع و ابن القوافل عبادة بن صامت و معناى قوافل اين است كه چون مردى از عرب بمدينة وارد ميشد بنزديكى از اشراف خزرج مىآمد و باو مىگفت تا مدتى كه من در اين شهرم تو مرا پناه بده تا ستمى بر من نرود و او در جواب ميگفت هر جا كه ميخواهى بار بينداز كه تو در پناه من خواهى بود و ديگر كسى متعرض او نميشد.
و از اوس ابو الهيثم بن التيهان بود و اسيد بن حضير و سعد بن خيثمة و من داستان آنان را در كتاب نبوت آوردهام.
(مصنف)
اين كتاب رضى اللَّه عنه گويد: نقيب، رئيس آمارگيران را گويند و گفته شده است كه بمعناى ضامن است و گفته شده است كه بمعناى امين است و گفته شده است كه كسى است كه بر قوم خود گواه باشد و ريشه نقيب در لغت از نقب است كه بمعناى سوراخ گشاد است و بدان جهت كسى را نقيب قومى مىنامند كه حالات آنان را مو شكافى ميكند همچنان كه از رازها و خاطرات نهفته مو شكافى مىشود و معناى آيه شريفه كه ميفرمايد (دوازده نقيب از آنان برانگيختيم) اين است كه خداوند از هر سبطى نسبت به پيمانى كه در باره دين بسته بودند يك ضامن گرفت و گفته شده است كه آنان بسوى ستمگران فرستاده شدند تا حالات آنان را بررسى نموده و به نزد پيغمبرشان موسى باز گردند و گزارش دهند آنان