ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٦٧ - (امير المؤمنين
مينگرد و طمع باو ميبندد پس خود را بپوشانيد مرد نبايد جامه خود را از رانش دور كرده و در ميان جمعيتى بنشيند كسى كه چيزى را كه بويش آزار ميدهد بخورد (مانند سير و پياز) نبايد بمسجد نزديك شود مرد در سجده نماز واجب بايد قسمت اخير بدن خود را بلند كند چون يكى از شماها بخواهد غسل كند از دو بازوى خود شروع نموده و آنها را بشويد هنگامى كه نماز خواندى بايد خودت صداى خواندن و تكبير و تسبيح را بشنوى و چون پس از نماز رويت را برگرداندى بسمت راستت برگردان از دنيا توشهاى برگير كه بهترين توشهاى كه از آن بردارى تقوى است از بنى اسرائيل دو طايفه گم شدند يكى در دريا و ديگرى در بيابان پس بجز چيزى را كه حلال بودنش را ميشناسيد نخوريد.
(شرح:) (شايد مقصود مسخ شدن عدهاى از بنى اسرائيل باشد و اينكه ممكن است حيوان دريائى و يا بيابانى كه شناخته نشود از حيوانات مسخ شده باشد) كسى كه دردى را كه باو رسيده است سه روز از مردم پنهان كند و شكايت بسوى خدا برد بر خدا لازم است كه او را از آن درد شفا بخشد دورترين حال بنده از خدا هنگاميست كه همتش را به تأمين شكم و شهوت جنسىاش بندد مرد نبايد بسفرى برود كه ميترسد در آن بدينش و يا نمازش صدمهاى برسد چهار چيز است كه گوش شنوا دارند پيغمبر و بهشت و دوزخ و حور العين پس چون بنده از نمازش فارغ شد بايد به پيغمبر درود بفرستد و از خداوند بهشت را بخواهد و بخدا از آتش پناه ببرد و از او بخواهد كه از حور العين باو همسر بدهد.
هر كس بر پيغمبر خدا محمد ٦ درود بفرستد پيغمبر درود او را ميشنود و دعايش بآسمان بالا ميرود و كسى كه از خداوند بهشت بخواهد بهشت ميگويد پروردگارا آنچه بندهات خواست