ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٥٠ - (آنچه در باره روز جمعه رسيده است)
روز پنجشنبه بيرون مىآمد و چون ميخواست كه در زمستان از سرما باطاق برگردد روز جمعه برميگشت و روايت شده كه بيرون شدن حضرت و باز گشتنش در روز جمعه بوده است.
(شرح:) در بعضى از نسخهها بجاى (اطرفوا) اطرقوا آمده است و بنا بر آن معناى روايت چنين مىشود كه هر شب جمعه براى خانواده از ميوه و گوشت چيزى ببريد.
٨٦- ابى كهمس گويد: بامام صادق ٧ عرض كردم دعائى مرا بياموز كه بدان روزى فراخوانم بمن فرمود از زيادى سبيلت و ناخنهايت را بچنين و اين در روز جمعه بايد باشد.
٨٧- امام صادق ٧ فرمود: روز جمعه ناخنها را چيدن از بيمارى خوره و پيسى و كورى ايمنى بخشد و اگر نيازى بچيدن نباشد بنحوى آن را بخراشد و امام صادق ٧ فرمود: هر كس كه هر روز جمعه ناخنهايش را بچيند و شاربش را بزند و سپس بگويد:
بسم اللَّه و باللَّه و على سنة محمد و آل محمد
(يعنى بنام خدا و بيارى خدا و براه و رسم محمد و آل محمد اين كار را كردم) بهر ريزه ناخن و مو ثواب آزادكردن يك بنده از فرزندان اسماعيل باو داده مىشود.
٨٨- امام صادق ٧ از پدرش: رسول خدا ٦ فرمود: كسى كه ناخنهايش را روز جمعه بچيند خداوند درد را از انگشتان او بيرون ميكند و درمان بجاى درد در آورد و روايت شده است كه چنين كس به ديوانگى و بيمارى خوره و پيسى گرفتار نگردد.