ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٦١ - (امير المؤمنين
شفا است و بسوى ما آمدن سبب خوشنودى پروردگار عز و جل است و كسى كه بدستورات ما رفتار نمايد در جايگاه قدس فرداى قيامت با ما خواهد بود و كسى كه به انتظار دولت ما باشد همچون كسى است كه در راه خدا بخون خود غلتيده است كسى كه جنگ ما را با دشمنان ببيند و يا ناله داد خواهى ما را بشنود و ما را يارى نكند خداوند برو در آتشش بيفكند ما پناهگاه افراد پرهيزكار هستيم هنگامى كه از هر سو راهها بر آنان بسته شود و ما باب حطة (ريزش گناه) و باب سلامت هستيم هر كس از آن در داخل شود نجات بيابد و هر كس تخلف نمايد هلاك شود خداوند بما آغاز رحمت ميكند و بما بانجام ميرساند و بما هر آنچه بخواهد محو ميكند و بما اثبات مينمايد و بواسطه ما شر دوران سخت را بر ميگرداند و بخاطر ما باران ميفرستد پس فريبنده شما را از خدا فريب ندهد از روزى كه خداى عز و جل در رحمت آسمان را بروى اين مردم بسته است يك قطره از آن فرود نيامده و روزى كه قائم ما قيام بكند آسمان باران رحمت ببارد و زمين گياه خود را بروياند و كينهها از دلهاى بندگان زدوده شود و درندگان و چهار پايان با يك ديگر همزيستى مسالمت آميز نمايند تا آنجا كه زنى از عراق تا شام راه بيفتد و جز بر سبزهزار قدم نگذارد و زينت و آرايش خود را بر سر داشته باشد و هيچ درندهئى او را نترساند و او نيز از هيچ نترسد اگر بدانيد كه زندگى شما در ميان دشمن خود و بردبارى بر آزارى كه ميشنويد چه پاداشى براى شما دارد هر آينه چشمهايتان روشن مىشود و چون مرا از دست بدهيد پس از من كارهائى خواهيد ديد كه هر يك از شما از آنچه از كفار و دشمنان خود مىبيند و آنان حق خدا را سبك ميشمارند و از ترسى كه هر يك از شما بر جان خود دارد آرزوى مرگ مىكند پس چون چنين روزى پيش آمد همگى ريسمان خدا را دستاويز خود كنيد و پراكنده نشويد