ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٥٨ - (امير المؤمنين
پس توبه خالص بسوى خدا بكنيد شايد پروردگار اثر گناهان را از شما ببرد و چون عهد نموديد پيمان خود را بپايان برسانيد كه هيچ نعمتى و نشاط زندگانى زايل نشده مگر بواسطه گناهانى كه مرتكب شدهاند و براستى كه خداوند به بندگان ستم نميكند و اگر آنان پيش وقت دعا و توبه ميكردند نعمت و زندگى از دست آنها نميرفت و اگر آنان هنگامى كه خشم خداوند بر آنها فرود آمد و نعمتها از دستشان رفت با نيت پاك بسوى خداى عز و جل پناه ميبردند و سستى نميكردند و زياده روى نمىنمودند هر آينه خداوند هر فسادى را براى آنان اصلاح ميكرد و هر شايسته را بر آنان باز ميگرداند و چون مسلمانى تنگى گرفت از پروردگار عز و جل شكايت نكند بلكه شكايت بنزد پروردگارش برد كه كليدهاى گشايش كارها و تدبير آنها بدست اوست در هر كس يكى از سه چيز هست:
فال بد زدن تكبر و آرزو چون يكى از شما فال بد زد بفال بد اعتناء نكند و دنبال كار خود را بگيرد و خداى عز و جل را بياد آورد. و هر گاه از تكبر ترسيد با غلام و نوكر خود هم غذا شود و گوسفند را خود بدوشد و چون آرزوى بيجا نمود از خداى عز و جل بخواهد و بدرگاه او زارى كند و نفسش او را بگناه نكشاند با مردم بآن مقدار كه معرفت دارند معاشرت كنيد و از آنچه انكارش ميكنند وانهيد و آنان را بروى خود و ما وانداريد كه امر ما دشوار و مشقت بار است و بجز فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل يا بندهاى كه خداوند دل او را براى ايمان خالص نموده باشد كسى آن بار نتواند كشيد چون شيطان در دل يكى از شماها وسوسه كرد بخدا پناه ببرد و بگويد آمنت باللَّه و برسوله مخلصا له الدين.