ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٨٠٤ - فهرست جلد أول
سه چيز كمر شكن ١٢٦
خداوند بر بندگان بسه نعمت منت نهاد ١٢٦
بجز در سه مورد شبزندهدارى روا نيست ١٢٧
اگر سه چيز در آدميزاد نبود هيچ چيزاش سرافكنده نمىساخت ١٢٧
همه دستورات دين در سه چيز خلاصه مىشود ١٢٧
همه گرفتاريها در سه چيز است ١٢٧
مرد مسلمان را سه دوست است ١٢٨
خداوند در باره علىعسه كلمه به پيغمبر فرموده است ١٣٠
مردان سه قسمند ١٣٠
پيشوائى را نشايد مگر كسى كه سه صفت داشته باشد ١٣١
در باره كسى كه سه بار حج رفته است ١٣٢
در باره كسى كه سه نفر مؤمن را بحج ببرد ١٣٣
پيراهن يوسف را سه آيت بود ١٣٣
ستم بر سه گونه است ١٣٤
هم بسترى با زنان بسه راه حلال مىشود ١٣٤
براى همه مسلمانان اميد نجات است جز براى يكى از سه تن ١٣٥
سختترين هنگام براى آدمى سه وقت است ١٣٥
آدميزاد هرگز كارى انجام نميدهد كه در نزد خدا از سه كار بزرگتر باشد ١٣٦
مرد سفر نكند مگر در سه مورد ١٣٦
سه بستر لازم است ١٣٦
علامتهاى سهگانه ١٣٧
خداى عز و جل بنده را در سه حال مختلف آفريد ١٣٨
مردم سه دستهاند ١٣٩
در سه مورد هيچ كس معذور نيست ١٤٠
سه چيز باعث كامل شدن مسلمان است ١٤١
سفارشهاى سهگانهاى كه پيغمبر بامير المؤمنين فرموده است ١٤١
در دعا بسه كس بايد لفظ جمع گفته شود ١٤٣
براى عطسهكننده تا سه بار بايد دعا كرد ١٤٤
سه صفت را خداى عز و جل نه در منافقى جمع ميكند و نه در فاسقى ١٤٤
سه كس از مهمانان خداوند هستند و زائر او و در پناه او ١٤٤
خريدار حيوان تا سه روز اختيار فسخ دارد ١٤٥
خداى عز و جل در سه چيز بهيچ كس رخصت مخالفت نداده است ١٤٥
محروميت از سه چيز شديدترين گرفتارى مؤمن است ١٤٥
اگر سه طايفه نبودند خداوند عذاب سختى بر بندگان فرو ميفرستاد ١٤٦
سه كس از رحمت خدا دورند ١٤٦
حكيمان و دانشمندان چون بيكديگر نامه مينوشتند فقط سه جمله مينوشتند و چهارم نداشت ١٤٧
مؤمن با سه چيز خو نگيرد ١٤٧
هر كس چيزى از مال دنياى او از دستش برود سه پاداش دارد ١٤٧
خداى عز و جل را بهشتى است كه بجز سه كس ديگرى را بدان راه نيست ١٤٨
سه خصلت در شيعه يافت نميشود ١٤٨
سه كار از سختترين كارهاى بندگان خدا است ١٤٩
گفتار شيطان بنوحعكه در سه هنگام بياد من باش ١٥٠
گفتار شيطانخدا لعنتش كند: هر چه مرا در باره آدميزاد عاجز كند يكى از سه چيز هرگز عاجزم نخواهد كرد ١٥٠
سه كار بر مردم طاقت فرسا است ١٥١
كار نيك شايستگى ندارد مكر با سه شرط ١٥١
سه دست هست ١٥١
سه صفت دوست داشتنى ١٥٢
بخشندگان سهاند ١٥٢