ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٠٣ - (شرح )
رسولند كه جنگ با خاندان پيغمبر را جهاد ميدانند و مالشان را غنيمت جنگى ميشمارند عذاب رسوائى بر آنان باد در زندگى دنيا و در آخرت و براى آنان باد شكنجهاى جاويد.
١٤- مردم شهرى كه موصلش گويند بدترين مردم روى زميناند.
١٥- مردم شهرى كه زوراء نام دارد و در آخر الزمان ساخته مىشود با خون ما شفا ميطلبند و با دشمنى ما بخدا تقرب ميجويند در دشمنى ما پىگيرند و جنگ با ما را واجب و خونريزى ما را حتمى مىشمارند اى فرزند از اينان بيمناك باش و بر حذر كه دو نفر از آنان با هر يك از خانواده تو در جاى خلوتى باشند قصد كشتن او را خواهند نمود (لفظ اين روايت از اول تا آخر از تميم است.)
(شرح:)
سند روايت ضعيف است زيرا عبد اللَّه بن حبيب ضعيف است و جمعى از او بد گفتهاند و عبد اللَّه بن محمد بن ناطوية نيز مجهول است و شناخته نشده است و باحتمال قوى يكى از دشمنان اهل بيت بمنظور متنفر ساختن مردم از خاندان رسالت اين روايت را جعل نموده است زيرا انتقاد باين شدت از افراد نامبرده شده كه شمارهشان نيز اندك نيست مسلما اثر نامطلوبى در روحيه آنان خواهد داشت.