ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٧٢ - (بهشت را هشت در است)
خداوند براى فرزندان آدم روزى در خواست ميكند و دومى بشكل خروس است و از خداوند براى پرندگان روزى درخواست ميكند و سومى مانند شير است كه براى درندگان از خدا روزى ميخواهد و چهارمى هم چون گاو است كه براى چهار پايان از خدا روزى ميطلبد و از روزى كه بنى اسرائيل گوساله پرست شدند اين گاو سر بزير و خجلت زده است و چون روز قيامت فرا رسد حاملين عرش هشت مىشوند.
(بهشت را هشت در است)
٦- على ٧ فرمود: همانا كه از براى بهشت هشت در است از يك درش پيغمبران و صديقان داخل شوند و از يكدر شهيدان و افراد شايسته داخل شوند و از پنج درش شيعيان و دوستان ما داخل شوند و من هم چنان بر پل صراط ايستادهام و درخواست ميكنم و ميگويم پروردگارا شيعه من و دوست من و ياران من و هر كه را كه در دار دنيا مرا بولايت پذيرفته است سالم بدار كه ناگاه آوازى از مركز عرش ميرسد كه درخواست تو باجابت رسيد و شفاعت تو در باره شيعهات پذيرفته شد و از شيعيان من كسى كه مرا بولايت شناخته و يارى من نموده و با دشمنان جنگنده من جنگيده چه برفتار و چه بگفتار هر يك نفر از آنان در باره هفتاد هزار نفر از همسايگان و خويشاوندان خود شفاعت ميكند و از يك در ساير مسلمانان كه شهادت بر يگانگى خداى يكتا بدهند و در دلشان ذره از دشمنى ما خاندان نباشد داخل ميشوند.