ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥١٦ - (ده چيز است كه يكى از ديگرى سختتر است)
خود مرگ است كه ملك الموت را ميكشد و سختتر از مرگ فرمان پروردگار عالميان است كه مرگ را هم نابود ميسازد.
شامى گفت: گواهى ميدهم كه تو بحقيقت فرزند رسول خدائى و على ٧ بخلافت از معاوية سزاوارتر است.
سپس همين جوابها را نوشته و بنزد معاوية برد و معاوية هم براى پادشاه روم فرستاد پادشاه روم بمعاوية نوشت اى معاوية چرا با سخن ديگران با من سخن ميگوئى و پاسخى كه از خودت نيست بمن ميدهى؟
بعيسى مسيح سوگند كه اين پاسخ از تو نيست و بجز از كان نبوت و خاندان رسالت بيرون نيامده است و تو اگر از من يك درهم تقاضا كنى بتو نميدهم.
٣٤- رسول خدا ٦ فرمود: خداى عز و جل آفريدهاى را نيافريد مگر اينكه ديگرى را بر آن فرمانروائى بخشيد تا آن را سركوب كند و اين چنان بود كه خداى تبارك و تعالى چون درياها را آفريد بخود باليد و جوشيد و گفت: چه چيز بر من چيره مىشود؟ خداى عز و جل چرخ را آفريد و بر گرداگرد آن كشيد و درياها را زبون ساخت.
سپس زمين بر خود باليد و گفت: چه چيزى بر من پيروز ميگردد؟ خداوند كوهها را آفريد و بر پشت زمين مانند ميخ كوبيد و نگذاشت آنچه را كه بر پشت خود دارد بلرزاند پس زمين زبون شد و آرام گرفت.
سپس كوهها بر زمين باليد و سركشيد و گردن فرازى كرد و گفت: چه چيز بر من پيروز ميگردد؟
خداوند آهن را آفريد كه كوه را بريد پس كوهها قرار گرفتند و زبون شدند.
سپس آهن بر كوهها باليد و گفت: چه چيز بر من پيروز مىشود؟ پس خداوند آتش را آفريد كه